خوش آمديد .

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

فونت زيبا ساز     ـ    فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

رستگاري

 

 

رستگاری

 

زندگی ما پر از کسالت ، غم و اندوه ، ناامیدی ویأس ، تضاد وکشمکش وسردرگمی است . اگر بخواهیم زندگی مان را دگرگون کنیم ونشاط وشادی را جایگزین غم واندوه کنیم ، امید وار باشیم ، درصلح با جهان هستی ودیگران قرار گیریم می توانیم به توصیه های بزرگانی همچون کریشنا مورتی ، اریک فروم ،کارن هورنای ،  محمد جعفر مصفا و . ..   عمل نماییم . اما نکته مهم این است که شاد زیستن وامید واری ، رهایی از ترس ونگرانی ، عاشق بودن ودرحال زندگی کردن ودل را به دریای بی کران عشق سپردن وغرق شدن در پهنای بی پایانش اگرچه جالب است وجذاب ، اگرچه ....... 

ادامه نوشته

چرا خدا شرک به خود را نمی بخشد ؟

چرا خدا شرک به خود را نمی بخشد ؟

 

همه ما شنیده ایم که خدا هرگناهی را که بخواهد می بخشد ولی شرک به خود را نمی بخشد . این دقیقاً موضوعی است که در قرآن آیه 48 از سوره نساء  بیان شده است . ترجمه آیه فوق الذکر این است :

«  محققاً خدا شرک به خود را نمی بخشد و می بخشد غیر از این را( غیر از شرک را ) برای هرکسی که بخواهدوهرکسی که به خدا شرک آورد به تحقیق به دروغی که بافته گناهی بزرگ را مرتکب شده است »

این موضوع را از نوجوانی شنیده بودم ، درست از زمانی که کم کم با مفهوم دین آشنا شدم وهمانوقت بدون آنکه زیاد کنجکاوی کنم آن را به عنوان یک اصل پذیرفته بودم وهرگز دنبال چرایی این قضیه نبودم . با افزایش سن و با رفتن به دانشگاه بود که هراز چند گاهی به این موضوع می اندیشیدم که چرا شرک گناه نابخشودنی است ؟ مگر این همه گناه و معصیّت که می بینیم نمی تواند هم طراز گناه کبیره ی شرک باشد ؟ مگر برای خدا کاری دارد که شرک رانیز ببخشد ؟ و ازاین قبیل پرسش ها بود که مرتباً برایم پیش می آمد ولی تنها جوابی که آنوقت ها  به این سوال می دادم این بود که خدا خداست وهرقانونی را که بخواهد به اجرا می گذارد و نبخشودن شرک هم یکی از این قوانین است ، امّا هرگز دلم به این جواب قانع نمی شد . گاهی هم همین موضوع را بادوستان دیندارم وباورمندم درمیان می گذاشتم و آن ها هم کم وبیش همین جواب هارا تحویلم می دادند و یا حداکثر آیه ای (شماره 13) را از سوره لقمان برایم می خواندند که حضرت لقمان فرزندش را نصیحت می کند ومی گوید که فرزندم به خداشرک نیاور که شرک ظلمی بس بزرگ است .                                                                                                                                                                                                                                                

این مطلب را به عنوان یک قانون حتمی خدا پذیرفته بودم بدون آن که دلیلش را بدانم تا این که به طور کاملاً تصادفی وبی ربط با این موضوع ، امشب درمقابل آینه به خودم نگاه می کردم ودیدم که ظاهر وشکل صورتم از لحاظ فرم وحالت تا چه اندازه دچار تغییر ودگرگونی شده است ، صورت خودم را برانداز می کردم وچهره دگرگون شده خودم را که به نسبت نوجوانی وجوانی بسیار تغییر کرده بود می نگریستم ، به موهای ریخته وسرنیمه طاسم خیره شده بودم وفکر می کردم ...............

ادامه نوشته

شعر حه ج و حاجی از ماموستا علی اردلان ( له کول )

 

شعر حه ج و حاجی از سروده های ماموستا علی اردلان امروز یک شنبه ۲۹/۳/۱۳۹۰ از طرف این بزرگوار هدیه گرفته شدو برای مشاهده شما عزیزان در وبلاگ قرار داده شد

شعر حه ج و حاجی

داستان نجار پیر وافسانه خارپشت ها ( برگرفته از ای میل دوستان )

 بد نیست شما عزیزان این دو داستان جالب را که یکی از دوستانم با ای میل برایم فرستاده است مطالعه فرمایید . من که برایم جالب بود تاشما چه نظری داشته باشید .

۱ - نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد ......

ادامه نوشته

فکر کن ( این مطلب را دوستی برایم ای میل زد )

فکر کن ......

 

تا حالا عادت داشتيد اشياء بي مصرف رو انبار کنيد؟ و فکر کنيد يه روزي – کي ميدونه چه وقت – شايد به دردتون بخوره؟

  لطفا به ادامه مطلب توجه فرمایید

ادامه نوشته

می توان اینگونه اندیشید ( برگرفته از ای میل یک دوست )

The best cosmetic for lips is truth

زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی

 و......... به ادامه مطلب توجه فرمایید :

ادامه نوشته

اولویت های زندگی ( برگرفته از مطلب ارسالی یک دوست با ای میل )

پروفسور فلسفه با بسته  سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد

و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت. 

وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت

 

ادامه نوشته

گربه را اینگونه باید دم حجله کشت !!

 

روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.

آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین

 اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند

تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختیشونو) را بفهمند.

 سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم،

اونجا برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.

اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود

.سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو از زین انداخت همسرم خودشو جمع و جور کرد

 و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته"

 دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد

این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت:"این دومین بارته"

بعد بازم راه افتادیم .وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت خیلی با آرامش

 تفنگشو از کیف برداشت و با آرامش شلیک کرد و اونو کشت.

  سر همسرم داد کشیدم و گفتم :"چیکار کردی روانی؟

 حیون بیچاره رو کشتی!دیونه شدی؟"

یه نگاهی به من کرد و گفت:"این بار اولته!"

چگونه پرسیدن مهم است

در بازگشت از كليسا جك از دوستش ماكس مي پرسد ؛ فكر مي كني آيا مي شود هنگام دعا كردن سيگار كشيد ؟

ماكس جواب مي دهد : چرا از كشيش نمي پرسي ؟

جك نزد كشيش مي رود و مي پرسد .

جناب كشيش ؛ مي توانم وقتي در حال دعا كردن هستم ؛ سيگار بكشم ؟

كشيش پاسخ مي دهد : نه ؛ پسرم اين بي ادبي به مذهب است .

جك نتيجه را براي دوستش ماكس بازگو مي كند .

ماكس مي گويد : تعجبي ندارد سوال را درست مطرح نكردي . بگذار من بپرسم .

ماكس نزد كشيش مي رود و مي پرسد : آيا در حال سيگار كشيدن مي توانم دعا كنم ؟

كشيش مشتاقانه پاسخ مي دهد : مطمئنا ؛ پسرم . مطمئنا